منتشر كرد و بهتر از آن فرهنگ زبان فرانسه (678 ص، رحلي، پاريس 1606)، تأليف ژان خوب (نيم 1530 ـ پاريس 1600) بود.1
در بخش فرعي بعدي، از دستور زبان فرانسه سخن خواهم گفت. به طور كلي ميتوان گفت زبان فرانسه تنها در سدهٴ شانزدهم بر شالودهٴ استواري قرار گرفت. در آن قرن نحويان و لغتنويسان زيادي به كار پرداختند و تلاششان براي دفاع از آن زبان با مقررات دولتي همراه شد.
در سال 1539 فرانسواي اول فرمان داد همهٴ اسناد عمومي تنها به زبان فرانسهٴ پاريسي تنظيم شود.
زبان فرانسه در انگلستان
نخستين تلاشها در زمينهٴ دستور زبان نه در فرانسه، بلكه در انگلستان صورت گرفت. اين مطلب خواننده را شگفتزده نخواهد ساخت، زيرا او ميداند كه زبانشناسي يوناني نه در يونان بلكه در اسكندريه (دوم ـ 1 ق م)، زبانشناسي عربي نه در عربستان، بلكه در بصره (هشتم ـ 2) و دستور زبان عبري در سوراي عراق (دهم ـ 1) آغاز شد.
¿مقدمه 1، ص 192، 476، 531، 631. مردم تحصيلكردهاي كه به زبان مادري خود سخن ميگويند و آن را به زبان ديگر ترجيح ميدهند، نيازي به دستور زبان و واژهنامه ندارند، زيرا آنها را بهصورت تنظيم نشده، ولي خالي از ترديدي در ذهن خود دارند. خارجيان نيازمند توضيحات و راهنماها هستند؛ افراد چند زبانه دچار اشتباه و ترديد ميشوند.
در سدهٴ سيزدهم زبان فرانسه در ميان طبقات بالاي انگلستان كاملاً فهميده ميشد. رابرت گروسِتِست (سيزدهم ـ 1) ميتوانست بگويد در انگلستان تنها دو زبان وجود دارد، لاتيني و فرانسه. رابرت گلاستري (برآمدنش 1260 ـ 1300)، كه تاريخ جفري مونماوثي (دوازدهم ـ 1) را به انگليسي ترجمه كرده بود، شكايت داشت انگليسيان تنها مردمي هستند كه زبانشان را گم كردهاند. ولي در سدهٴ چهاردهم اوضاع تغيير زيادي كرده بود، بهويژه پس از طاعون سياه. باوجود اينكه شاهان انگلستان احتمالاً به زبان فرانسه بيش از انگليسي آشنا بودند، ناچار به فشار ملي تن در دادند. در سال 1362 بر اثر تقاضاي پارلمان، ادوارد سوم فرمان داد محاكمات به زبان انگليسي صورت گيرد؛2 سال بعد، رئيس مجلس پارلمان را به زبان انگليسي افتتاح كرد.